خدا نکنه که در یک مملکت یک چیز مد شوه یا ایکه سر مردم
تاثیر بمانه او هم در جائیکه ظرفیت پذیری بسیار مشکل باشه!
و ای جای بسیار تعجب و تاسف است که ادم تحت تاثیر شرایط
قرار میگیره!
ببینن چند وقت پیش یک اتفاقی افتاد که مه بسیار متاثر شدم و
دلم نیامد که ان را نوشته نکنم به همی خاطر این را به
دوستایم میگویم تا فکرخوده بگیرن . در ضمن اگر میترسین
ای را نخوانن ولی اگر بخوانن خوب است که هوشیار شوین.
شاید حالی عنقریب مردم بدبخت و بیچاره ما که نان خوردن
خوده ندارن و در روز از غریب کاری جانشان به لب خشکشان میرسه با سریال تلویزیونی زمانی خوشوهم عروس بود اشنایی داشته باشن . که همی مردم که وصفشان را کردم
به خاطر همی سریال تلوزیونهای ۲۱ اینچ و صفحه تخت
رنگه کلان خریدن و او ادامایی که برق نداشتن و شبها را
همراه شمع گذران میکدن حالی جنراتور کلان و پرزور که
مبادا در مابین تماشای فیلم تولسی یگان دفه کم نور شوه
(حالی خاموش شدن ان یک مصیبت کلان تر است)خو شما را
سردرد نمیتم .ولی حالی فاجعه ای به اوج خود رسیده که به
شما میگم .صحیح است اهسته میگم که طفلایی که ده قنداق
هستن نشنون.خو گوشایتانه پیش بیارن -تو هم گوشته تیز
کو . اهتسته میگم که کسی نشنوه.یک روز رد یکی از خانه
هایی که در کابل بود برق ناگهان میایه . ها بله دیگه کلشان
خوش میشن .دختر خورد به طرف تلوزیون میره .خو تو که
نمیفامی ساعت ۲:۳۰ بعدظهر است سریال تولسی شروع
میشه .کلی به طرف تلوزیون میدوه که سریال از گیرشان خطا
نخوره .سیکو - نی جان دقیق سیکو مادر بیچاره کالا شویی
میکنه.خو او هم میره که تولسی را نگاه کنه طفل قنداقی
بیچاره که فیلم تولسی را نگاه کده نداره یعنی پای نداره که به
طرف تلوزیون دویش کنه به ارامی همنجا مابین کالاهای
ناشسته خو میکنه .حالی کلی نشسته فیلم تولسی را نگاه
میکنه که تا هنوز ۲ دقه تیر نمیشه که تبلیغات تجارتی شروع
میشه . مادر بیچاره که بسیار از کالاشویی مانده شده بود نو
یادش میایه که باید کالا های ناشسته را به مابین کالاشویی
پرته و تا دور دوم تولسی بعد از تبلیغات شروع میشه ماشین
کالا شویی هم بچرخه .دختر خوده میگه برو دخترم کالاهای
ناشسته رامابین ماشین بنداز و او را یک چرخ دیگه هم بته و
بیا به ارامی فیلمته نگاه کو .دختر مباداکه تبلیغات شروع شوه
عاجل کل کالاها را همراه طفل قنداقی که مابین کالا های سفید
خو کده بود مابین ماشین کالاشویی میپرته و یک دور جانانه
ماشین را میته و دویده پس به خانه می ایه و تلوزیون را سی
میکنه .خو افرین بچه ! خوب حدس زدی . وقتی که ای قسمت
تولسی هم ختم میشه زندگی بچه هم مابین کالاشویی ختم
میشه.وقتی مادر کالاها را از مابین ماشین کالاشویی میکشه
که یک دفه دست یک دفه کله یک دفه پای اشتک خوده میگیره .
خو خواننده عزیز حالا تو چی فکر میکنی؟ یعنی مادر هنوز
متوجه نخواد شد و از بس فکرش به طرف فیلم رفته بود
قطعات جان اشتک خوده سر طناب اولی پهن کده زیر افتاب بانه که خشک شوه؟
مه که فکر میکنم ای فیلم قربانی های زیادتر هم خواد داد به نظر تو چی؟